نبودن هایت

میدانی؟تو انقدر خوشبختی که قلب من برای تپیدن بهانه ای جز تو ندارد.هنوز هم به عاشقانه ترین شکل انتظارت را میکشم تا یک روز بیایی و بمانی و این نبودن ها به پایان رسد.تو چه دانی از حس دوست داشتن ناشناسی که زیر این گنبد کبود روزگاری دارد... چشم های کسی که هیچگاه ندیده ای ولی میدانی زیبا ترین نگاه دنیا را در او پیدا خواهی کرد.کسی که هیچگاه طنین صدایش در گوشت نپیچیده ولی میدانی که عاشق صحبت های دو نفرتان میشوی.کسی ...

ادامه نوشته

کتاب بیشعوری خاویر کرمنت

خلاصه و مفید از کتاب بیشعوری خاویر کرمنت بیست ویژگی بیشعورها: 1_ مراقبت خواهی؛ همیشه باید عده ای مثل نوکران دست به سینه از آنها مراقبت کنند.   2_ اعتماد به نفس؛ از آنجایی که مسئولیت پذیر نیستند و هرگز خود را مقصر نمی دانند، از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند.   3_ سرکوبی؛ بیشعورها به خود حق می دهند دیگران را سرکوب کنند اما کسی نمی تواند آنها را سرکوب کند.   4_ تهاجم؛ نسبت به همه چیز حالت تهاج ...

ادامه نوشته

متنی زیبا از پرفسور سمیعی

محله ما یک رفتگر دارد، صبح که با ماشین از درب خانه خارج می شوم سلامی گرم می کند و من هم از ماشین پیاده می شوم و دستی محترمانه به او می دهم، حال و احوال را می پرسد و مشغول کارش می شود. همسایه طبقه زیرین ما نیز دکتر جراح است، گاهی اوقات که درون آسانسور می بینمش سلامی می کنم و او فقط سرش را تکان می دهد و درب آسانسور باز نشده برای بیرون رفتن خیز می کند. به شخصه اگر روزی برای زنده ماندن نیازمند این دکتر شوم، جار ...

ادامه نوشته

پستچی نامه های عاشقانه من

چهارده ساله که بودم ؛ عاشق پستچی محل شدم.خیلی تصادفی رفتم در را باز کنم ونامه را بگیرم ، او پشتش به من بود.وقتی برگشت قلبم مثل یک بستنی، آب شد و زمین ریخت! انگار انسان نبود، فرشته بود ! قاصد و پیک الهی بود ، از بس زیبا و معصوم بود!شاید هجده نوزده سالش بود. نامه را داد.با دست لرزان امضا کردم و آنقدر حالم بد بود که به زور خودکارش را از دستم بیرون کشید و رفت.از آن روز، کارم شد هر روز برای خودم نامه نوشتن و پست ...

ادامه نوشته
بازگشت به بالا